هویت طلبه 2
|
طلبه از اینكه در زمره ذرّیه صنفی اولیای برگزیده خدا است، بر خود میبالد و با عنایت حق باید تلاش كند تا خلف صالحی برای آنان باشد. خدمتی كه طلبه به جامعه عرضه میكند، رفع مهمترین و حیاتیترین نیاز انسانها است. نیاز انسان به معنا، نیاز انسان به انسانیت، نیاز انسان به خدا، نیاز انسان به آسمان، نیاز انسان به هدایت ... و آشناسازی آنها با مهمترین حقیقت هستی (خدا). به بیان دیگر، طلبه امروز، عالمِ فردا است و عالم دین، وارث انبیا؛ انبیای الهی نیز، مأمور تعلیم و تربیت جامعه بودهاند، مراد از تعلیم، تعلیم كتاب و حكمت (نه آموزش حساب و هندسه و جغرافیا) و مراد از تربیت نیز، تربیت معنوی انسانها (و نه تربیت بدنی، یا تربیت هنری) است. بنابراین، طلبه یك نیروی فرهنگی و عنصر تعلیمی ـ تربیتی در جامعه است كه برای گسترش فرهنگ دینی آماده میشود و تلاش میكند. روحانیت، تنها نهاد اجتماعی است كه خداوند به تكمیل نیروی آن فرمان داده (آیه 122، سوره توبه) و مستقیماً برای تأمین كادر آن اقدام كرده است. خدای متعال برای نیاز جامعه، به كسب و تجارت یا پزشكی و مهندسی یا رانندگی و آهنگری، به صورت مستقیم نیرو نفرستاده است؛ امّا برای رفع نیاز بشر به دین، اخلاق و معنویت 124000 انسان صالح، ارسال داشته و آنها را به گونههای مختلف، تأیید، هدایت و حمایت كرده است. بعثت پیامبران در پی نیاز انسانها به تعلیم و تزكیه بوده و این نیاز، چندان اساسی و بزرگ است كه از میان همه نعمتها، خدای بزرگ تنها نعمت «بعثت» را به رخ انسان كشیده و بر او منّت نهاده است: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیینَ رَسُولاً مِّنْهُمْ یتْلُواْ عَلَیهِمْ ءَایـتِهِی وَ یزَكِّیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْكِتَـبَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَـلٍ مُّبِینٍ»؛ [12] نهاد مقدس روحانیت، در نظام گسترده تقسیم كار اجتماعی، و در شبكه روابط انسانی، متكفل ارایه خدمات ویژهای است. نقش ویژه این سازمان مهم، در مناسبت با «دین اسلام» تعریف میشود. روحانیت، بالمآل عهدهدار وظیفه تعلیم و تربیت دینی نسلها و جوامع انسانی است. روحانی نیز، مانند نیاكان صنفی خود ـ پیامبران و اولیا ـ یا معلم كتاب و حكمت خواهد بود، یا مربی و مزكّی جانهای آماده: «یعَلِّمُهُمُ الْكِتَـبَ وَ الْحِكْمَةَ وَ یزَكِّیهِمْ» [13]. و از او انتظار میرود در راه افزایش شناخت، آگاهی و بصیرت دینی، تقویت انگیزههای الهی و گسترش رفتار اخلاقی ترازِ دین در میان مردم بكوشد. اكنون با هویت طلبه آشنا گشتهایم و میتوانیم طلبه را از غیر طلبه بازشناسیم. هویت طلبه، با دین خدا گره خورده و تعریف طلبه، از مناسبت او با دین به دست میآید. طلبه در راه شناخت عمیق دین خدا، ابلاغ، دفاع و اجرای آن میكوشد و برنامه خدمت اجتماعی خود را در این رسالت متمركز كرده است؛ یعنی برخلاف دیگر مردم كه عمده زمان و توان خود را در برنامههای دیگر میگذرانند، طلبه سرمایه توان و زمان خود را عمدتاً به ارتباط با منابع دینی و تلاش برای فهم و تبلیغ آن، یا دفاع از آن، یا گسترش زندگی دینی در سطح جامعه صرف میكند. [14] البته طلبه میتواند از نیرو، استعداد، فرصت و امكان خود در زمینههای مختلف بهره گیرد و انواع خدمات ارزشمند اجتماعی را بر عهده گیرد. یك روحانی میتواند پزشك باشد و علاوه بر تبلیغ دین به معالجه و درمان مردم بپردازد؛ روحانی میتواند با كودكان و نوجوانان انس گیرد و به آنها خط، املا، ریاضی و زبان بیاموزد؛ روحانی میتواند در یك موسسه مالی ـ اعتباری سهیم باشد و در بهبود اقتصاد كشور خویش نقشی ایفا كند؛ روحانی میتواند به تولید محصولات كشاورزی، دام یا فرآوردههای صنعتی اقدام كند؛ روحانی میتواند خدمات فنی و حرفهای ارایه دهد ... اما هیچ یك از این فعالیتها، فعالیت صنفی روحانی به شمار نمیرود و به طلبگی، روحانیت، لباس و نقش اجتماعی ویژه او مربوط نیست. هیچ كدام از این گزینهها، از روحانی ـ از آن جهت كه روحانی است ـ انتظار نمیرود و روحانی به خاطر كاستی و كاهلی در آن هرگز مؤخذه و ملامت نمیشود. كسی از روحانی توقع ندارد توان آموزش فن رایانه یا تعلیم هنر خوشنویسی را داشته باشد. كسی توقع ندارد كه روحانی پاسخگوی پرسشهای فیزیك، شیمی، جبر، حساب و هندسه باشد. هیچ كس از روحانی برای ساخت یك بنای مسكونی، یا تعمیر وسیله نقلیه خود مشاوره فنی نمیطلبد. روحانی مسئول حل معضل ترافیك یا بهینهسازی تجهیزات آزمایشگاهی مدارس نیست. اگر كسی چنین پندار یا انتظاری از روحانی دارد باید به سرعت آگاه شود كه آدمیزاده در این جهان گسترده، با یك دست تنها یك هندوانه میتواند بردارد و توقعی بیش از این، از یك انسان معمولی، منطقی و معقول نیست. اما در مقابل، هر كسی حق دارد روحانی را پاسخگوی پرسشهای دینی خود بشناسد و از او توقع آمادگی برای ابلاغ پیام خدا را داشته باشد. هر كسی حق دارد روحانی را مسئول تربیت اخلاقی ـ دینی نسل نو و آموزش معارف قرآن و روایات بداند. هر كسی میتواند از روحانی انتظار گرهگشایی و بنبستشكنی در تلاطمهای روحی و بحرانهای فكری اعتقادی داشته باشد. روحانی، مسئول دفاع از معارف دینی در مقابل تهاجم فكری و عقیدتی جبهه كفر است. روحانی باید آموزههای فقهی، اخلاقی و معرفتی اسلام را به خوبی دریافته باشد و نسبت میان آنها را بداند. از روحانی انتظار نمیرود معلم جغرافیا و زبان انگلیسی باشد؛ اما به حق انتظار میرود كه معلم خوبی برای قرآن و حدیث باشد. حل معضل ترافیك یا تركیب آلیاژ قطعات صنعتی در حوزه مسئولیت روحانی نیست؛ اما تجزیه و تحلیل آثار تربیتی ـ اخلاقی مسائل دنیای جدید، از جمله همین مسئله ترافیك یا توسعه صنعتی بر عهده روحانی است. روحانی اگر تكنیك فیلمسازی یا ترفندهای سینمایی را نداند، عیب نیست و قصور از وظایف اجتماعی محسوب نمیشود؛ اما اگر هنر توسعه دینداری و عبودیت را نداشته باشد، كوتاهی كرده است. روحانی اگر این توانمندیهای متفرقه را نداشته باشد، حداكثر یك مكانیك یا پزشك یا آهنگر نیست؛ اما اگر نتواند جامعه را به سمت ارزشهای اخلاقی و الهی دعوت كند، روحانی نیست. روحانی حتی به دنبال كسب تخصص در نحو، صرف، فلسفه، تاریخ، روانشناسی، اقتصاد و علوم سیاسی نیست. این علوم گرچه در حوزههای علمیه تدریس میشود و ساعتها سرمایه انسانی حوزویان را در اختیار خود میگیرد، اما هدف اصلی یك حوزوی هیچ كدام از اینها نیست. روحانی، عالِم دین است. تمام تعریف خود را از مناسبت با دین دریافت میكند و تمام تعهد خود را در این نسبت به كار میگیرد. البته، روحانیت وظیفه دارد در راه بهفهمی دین خدا، هر گونه تلاشی را به كار گیرد. انواع فعالیتهای علمی (عقلانی، تجربی و...) با هدف كشف آفاق جدید دین خدا، از وظایف روحانی است. هدف اصلی او، بهفهمی دین است و در این راه مقدمات لازم را باید كسب كند؛ ولی بسیار تفاوت است میان كسی كه میخواهد عالِم فلسفه و روانشناسی باشد با كسی كه فلسفه و روانشناسی را در خدمت فهم معارف دین میخواهد. همچنین، میان كسی كه عالم صرف و نحو است و كسی كه صرف، نحو و ادب عربی را در خدمت فهم قرآن و حدیث میخواهد. دانشمند علوم تجربی جدید با دانشمند دین متفاوت است. عالم دین، در پی كشف نظر خدا و در صدد فهم سخن پیشوایان معصوم علیهمالسلام است و در صرف، نحو، فلسفه، عرفان و روانشناسی به دنبال دستیابی به قراین و شواهدی است كه حقایق وحیانی را بهتر و بیشتر معلوم گرداند؛ در حالی كه عالم فلسفه یا روانشناسی، فارغ از دغدغه شناخت وحی، به دنبال شناخت حقایق از روشهای خاص علوم است. علاوه بر فهم دین، ابلاغ پیام دین و دفاع از دین، حوزههای علمیه متكفل تحقق دین در جامعه نیز هستند. حوزه پیش از انقلاب توان مهندسی كلان فرهنگی و بنیانگذاری فرهنگ اسلامی در سطح جامعه جهانی را نداشت و از مجاری قدرت اجتماعی و تأثیرگذاری بر كلان جامعه محروم بود؛ بدین جهت بیشتر به طراحی، توسعه، ترویج و دفاع از نظام معرفتی دین میپرداخت و در كنج ضعف و انزوا و محدودیت به همین مقدار بسنده كرده بود. اما با پیروزی انقلاب اسلامی و توسعه اختیار عالمان دین، مسئولیتهای سنگینتری بر دوش حوزویان قرار گرفت. حوزه امروز باید در صدد ارایه الگوی همهجانبه اداره جامعه اسلامی ـ و غیر اسلامی ـ بر اساس آن نظام معرفتی و حركت به سوی تمدنسازی اسلامی باشد. تمدنسازی اسلامی، یعنی ایجاد یك تحول اجتماعی فراگیر و تلاش برای تشكیل جامعه آرمانی بر اساس نظام آموزههای اسلامی؛ جامعهای كه در آن كسب معرفت و اجرای احكام فقهی، حقوقی و اخلاقی اسلام، روان و پویا و مستمر باشد. این نسل، بر خلاف نسل اول كه وظیفهاش به هم زدن بنیان جامعه و فرهنگ كهن آن بوده، وظیفهاش پیریزی یك فرهنگ نو، جامعه نو و تمدن جدید است. بنابراین، كاركردها و رسالتهای حوزه، پیش و پس از انقلاب، بسیار متفاوت گشته و در پرتو آن، نقشها و كاركردهای طلبه نیز توسعه یافته است. با توجه به این نكته، به نظر میرسد به عنوان وجوب كفایی حوزه باید در رشتههای مختلف علوم انسانی كه مهندسی فرهنگی جامعه بر آن متوقف است، وارد شود. با این توضیحها، گویا شاخصی برای شناخت كار طلبگی از كارهای دیگر به دست آوردهایم. كار طلبگی، كاری است كه این رسالتها را تأمین كند. فعالیتی كه مستقیماً این رسالتها را تأمین كند، قطعاً كار طلبگی است. فعالیتی كه با واسطه به تأمین این رسالتها كمك كند نیز، اگر هیچ نهاد دیگری نتواند از ایفای آن برآید؛ یعنی قابل واگذاری به اصناف دیگر نباشد، كار طلبگی است. اما اگر در تأمین این اهداف نیاز به چند واسطه داشته باشد و نیز، قابل واگذاری به سایر اصناف باشد، كار طلبگی به شمار نمیرود؛ مثلاً آشپز یا رانندهای كه در اختیار سازمان روحانیت قرار دارد، در نهایت به رسالتهای روحانیت كمك میكند؛ اما كار طلبگی نمیكند. ترجمه متون اسلامی كه نیاز به تخصص ویژه حوزوی دارد و ممكن است قابل واگذاری به دیگران نباشد، كار طلبگی به شمار میرود؛ گرچه این فعالیت در تأمین آن غایات، به عنوان یك واسطه عمل میكند. ممكن است طلبه با همكاری دیگر تخصصها یك پروژه مشترك را اجرا كند؛ مثلاً با مشاركت یك فیلمساز یا كارگردان به نشر معارف الهی بپردازد و مهارت او را به تخصص خود پیوند زند. طلبه، نیرویی است كه باید در خدمت رسالتهای انبیا، امام زمان (عج) و حوزههای علمیه قرار گیرد. از میان این رسالتها، فهم دین ـ در حدود ممكن ـ بر ابلاغ و اجرای دین تقدم دارد و قطعاً دوره زمانی مشخصی را باید به این مهم اختصاص داد. در این دوره، عمده توان و زمان طلبه باید صرف آموختن معارف دینی و بهدستآوردن مقدمات آن گردد و هر فعالیت دیگری، به شرطی در زمره فعالیتهای صنفی طلبه قرار میگیرد كه در همین راستا باشد. برخی میان طلبگی و روحانیت تفكیك كردهاند. از توضیح گذشته آشكار شد كه طلبگی فصل اول حیات روحانی است، و روحانیت، امتداد طبیعی طلبگی. طلبگی، فصل آموختن و پرورده شدن است. آموختن و پرورده شدن به غایت خدمت اجتماعی خاصی كه در فصل دوم حیات او ارایه میشود. بدین ترتیب، روحانیت بدون طلبگی، یعنی انجام دادن خدمت بدون آمادگی و آموزش، و طلبگی بدون تعهدِ خدمت، یعنی فراهم آوردن بدون بهره! هركس كه طلبه میشود، به سازمان روحانیت شیعه وارد میشود و همه رسالتها و وظایف آن را بر دوش میگیرد؛ وظایفی كه نمیتواند در برابر آنها بیاعتنا باشد؛ اما در آغاز راه باید برای ادای آن وظایف، مدتی آموزش ببیند و آمادگی كسب كند. روحانیای كه به خدمات اجتماعی، فرهنگی و دینی مشغول است نیز، طلبه است؛ از آن جهت كه هر عنصر خدوم اجتماعی موظف است همواره و پیاپی بهرههای خود را افزایش دهد، با تخصص و دانش و تجربه بیشتر در میدان خدمت حضور یابد و فرمان تاریخی پیامبر اكرم صلیاللهعلیهوآله به دانشآموزی تا پای گور را اطاعت كند. بنابراین، میان زی طلبگی و زی روحانیت، تفاوتی جز به اعتبار وجود ندارد. سخن از زی طلبگی یا زی روحانیت، سخن از ظواهر، بروزات بیرونی و تجلیات خارجی طلبه است و از هنجارهای حاكم بر سیمای مشهود طلبه در منظر دیگران و تصویر آشكار او در اجتماع كاوش میكند. اینكه طلبه خود را چگونه بنمایاند و چه تصویری از خود در چشم دیگران ترسیم كند؟ از آنجا كه «وصف مشعر به علیت است» وقتی سخن از زی طلبه به میان میآید، انتظار میرود طلبه با وصف طلبگی (بما انه طلبه و روحانی) مورد نظر باشد و صرفا به عنوان یك مؤن (بما انه مسلم و مؤن) موضوع بحث نباشد. اكنون میان زی ایمانی طلبه و زی طلبگی او تفاوتی ملاحظه میشود. طلبه از آن جهت كه یك مسلمان مؤن است، موظف است در زی اهل ایمان باشد؛ اما فراتر از آن، از جهت شخصیت صنفی و نقش اجتماعی خاص طلبگی نیز، لازم است در جلوههای ظاهری خود هنجارهایی را مراعات كند كه الزاما هر مؤنی در هر صنفی ملزم به رعایت آن نیست. این هنجارها، مصادیق خاص زی طلبگیاند. به بیان دیگر، طلبه چون انتساب آشكاری به یك صنف اجتماعی دارد، رفتارش رفتار آن صنف تلقی میشود و به پای آنها نوشته میگردد. آبروی شخصی او، با آبروی صنف او و آبروی صنفی او پیوند دارد و از بین رفتن اعتبار شخصیاش، غالبا ملازم با خدشه در اعتبار صنفی او و اعتبار صنف او است. بنابراین، اگر طلبه در رفتارهای خود مراقبت لازم را نداشته باشد و از حدود پارهای هنجارها فراتر رود، علاوه بر آنكه با زی ایمانی تطابق ندارد و شأن او را پایین میآورد، به منزلت و جایگاه روحانیت آسیب رسانده و ارج و قدر این نهاد مقدس را كه حاصل صدها سال پایمردی و صداقت و خدمت و مجاهدت عالمان ربانی است، مخدوش ساخته است. بنابراین، هر حالت یا رفتار ظاهری كه به گونهای به رسالتهای صنفی طلبه مدد رساند و جایگاه اجتماعیاش را به عنوان طلبه، یا منزلت اجتماعی نهاد روحانیت را مستحكم سازد، برای او مطلوب است و مشمول زی طلبگی است و هرچه كه مانع اجرای بهینه رسالت حوزوی شود، برای او مذموم و خلاف زی طلبگی به شمار میرود. در این كتاب، میان زی ایمانی طلبه و زی طلبگی او تفكیك روشنی قایل نشدهایم و مصادیق خاص زی طلبگی را با مصادیق عام زی ایمانی به هم آمیختهایم؛ زیرا میان این دو ملازمه و پیوند وثیقی وجود دارد و نیز، بدین جهت كه طلبه در مراعات زی ایمانی، از عموم مؤنان وظیفه بیشتر و تكلیف مؤدتری دارد، بسیاری از این بایدها و نبایدها در زندگی هر انسان مؤن مقیدی ـ از جمله طلبه ـ باید حضور داشته باشد؛ اما پایبندی به این وظایف برای طلبه بسیار زیبندهتر و لازمتر است. امام صادق علیهالسلام به یكی از یاوران و شیعیان نزدیك خود فرمودند: الحَسَنُ مِن كلِّ أَحَدٍ حَسَنٌ وَ مِنك أَحسَن، لِمَكانِك مِنّا. وَ القَبیحُ مِن كلِّ أَحَدٍ قَبیحٌ وَ مِنك أَقبَح، لِمَكانِك مِنّا؛ [15] كار خوب، از هر كس خوب است، اما از تو خوبتر است؛ به جهت نسبتی كه با ما داری. كار بد، از هر كس بد است و از تو بدتر؛ به جهت نسبتی كه با ما داری. نظیر اینكه در قرآن كریم برای زنان پیامبر صلیاللهعلیهوآله حساب ویژهای در نظر گرفته شده و از آنان توقع بیشتری بیان شده است. زنان پیامبر صلیاللهعلیهوآله به جهت نسبتی كه با او دارند، تكلیف بیشتری دارند. این نسبت و قرابت از جهتی برای آنان مزیت است و از سوی دیگر، برای آنان مسئولیت ایجاد میكند: «یـنِسَآءَ النَّبِی مَن یأْتِ مِنكُنَّ بِفَـحِشَةٍ مُّبَینَةٍ یضَـعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَینِ وَكَانَ ذَ لِكَ عَلَی اللَّهِ یسِیرًا * وَ مَن یقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِی وَ تَعْمَلْ صَــلِحًا نُّؤْتِهَآ أَجْرَهَا مَرَّتَینِ وَ أَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِیمًا * یـنِسَآءَ النَّبِی لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَآءِ»؛ [16] ای زنان پیامبر! هر یك از شما كه گناه آشكاری انجام دهد، عذاب او دو برابر خواهد بود و این بر خدا آسان است. و هر یك از شما كه خدا و رسولش را پیوسته فرمان برد و عمل شایسته انجام دهد، پاداشش را دو برابر خواهیم داد و برای او روزی ارزشمندی آماده ساختهایم. ای زنان پیامبر! شما مانند سایر زنان نیستید. در این بحث، ابتدا به دنبال كشف حسن و قبح و بایستگی و نابایستگی رفتارها و جلوههای ظاهری هستیم. پس از كشف این هنجارها، تأكید آن را برای طلبه ـ بر اساس این آیه و آن روایت ـ بیشتر و توصیه آن را برای طلبه برجستهتر میبینیم. گمان میكنیم به جهت اهمیت خاص رعایتایمانی برای طلبه، میتوان به یك اعتبار از زی اسلامی و ایمانی به عنوان زی طلبگی یاد كرد؛ به خصوص اینكه در منابع روایی سخنی درباره ظواهر عالمان دین مشاهده نمیشود. برای توضیح بیشتر، این نكته را هم اضافه كنیم كه هر انسان مومن موظف است بنده خدا و در بند فرمان او باشد. این بندگی و فرمانبرداری همانگونه كه در افكار و عقاید و خلقیات انسان تجلی مییابد، در ظواهر او نیز مصداق دارد؛ یعنی هر مؤنی موظف است ظاهر و باطن خود را بر اساس روش بندگی و ادب عبودیت شكل دهد و همانگونه كه در خلوت، بنده و فرمانبردار خدا است، در میان مردم نیز سرسپردگی خود را به خدا بروز دهد و ظاهر خود را مناسب رضای خدا تنظیم كند. همانگونه كه مهمترین دغدغه باطنی او خشنودی خدا است، باید در منظر دیگران نیز به گونهای باشد كه خدا میپسندد. جلوههای ظاهری انسان نیز، باید به امر خدا شكل گیرد و با رضای خدا پدید آید. در این نوشتار، بر آنیم كه رفتارهای اجتماعی مشهود طلبه را از نظر خوبی و بدی ارزشگذاری كنیم و الگوی مناسب رفتاری در جامعه را برای او معلوم سازیم؛ به گونهای كه هر طلبه بتواند درستی و نادرستی رفتارها و تصمیمهای اجتماعی خود را تشخیص دهد و نیز انتقادهای وارد و ناوارد به روحانیت از جانب مردم معلوم گردد. در این مقال، بدون اشاره به امور باطنی و لایههای زیرین شخصیت، به ظواهر طلبه پرداخته و كوشیدهایم فرمان خدا و رضای او را تنها در حوزه مناسبات ظاهری او با اجتماع به دست آوریم. موضوع سخن، طلبه در نگاه دیگران است؛ یعنی طلبه با نمای آشكارش، طلبه در منظر و علن، و در میان مردم. این نوشتار، تنها به بخش آشكار شخصیت طلبه، و رویه ظاهر او پرداخته است، و با شخصیت واقعی طلبه كه در نهانخانه و در ارتباط با خود و خدا نمایان میگردد، كاری ندارد. بیشك، سخن از ویژگیهای طلبه در خفا و خلوت، و در ارتباط با خود و خدا نیز، ضروری است كه نیاز به مجال دیگری دارد. ممكن است كاری فی نفسه و ثبوتاً ـ با قطع نظر از ناظر خارجی ـ بد باشد، بیشك طلبه نباید مرتكب آن شود؛ اما در این نوشتار تنها به ذكر كارهای خوب یا بد با فرض حضور ناظر خارجی پرداختهایم. از آنجا كه در این اثر، نظر به ظواهر زندگی طلبه داریم، لازم است اندكی به مناسبت میان ظاهر و باطن بپردازیم. [1]. هرگاه واو و یا در یك كلمه كنار هم قرار گیرند و اولی از آن دو، ساكن و غیر منقلب باشد واو به یا تبدیل و در آن ادغام میگردد، مانند سیود، مهدوی و علیو كه تبدیل به سید، مهدی و علی میشود ر. ك: صرف ساده، ص 125، قواعد اعلال خاص به اسم. [2]. الزی الهیئة الظاهرة صحاح العرب، الزی بالكسر اللباس و الهیئة، و اصله زوی، یقال زَییتُهُ و القیاس زَوَّیتُهُ. یقال الزی الشّاره (اللباس و الهَیئه) و الهَیئَه و المَنظَر. قد زَییتُ الجاریهای زینتُها و هَیأتُها. تَزیا (من باب تَفَعّل) فلان بزی حسن و قد زَییتُهُ تَزِیه (من باب تفعیل) بكذا اذا جعلتَ له زیا، و القیاس زوّیته لانه من بنات الواو لكنّهم حَملوه علی لفظ الزی تخفیفا (لسان العرب). [3]. تنها در آیه 74 سوره مریم: «وَ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمْ أَحْسَنُ أَثَـثًا وَرِءْیا» قرائت غیر مشهور دیگری به صورت "احسن اثاثا و زیا" وجود دارد. [4]. لغتنامه دهخدا. [5]. انَّ العُلَماءَ وَرَثَةُ الاَنبِیاءِكافی، ج 1، ص 34. [6]. توبه 9: آیه 122. [7]. فقه با فهم سه تفاوت دارد؛ فقه، فهم همراه با تأمل و تعمق است. علاوه بر فكر، با قلب نیز ارتباط دارد؛ یعنی فهم همراه با دل است و نیز، به سوی عمل تجهیز میكند؛ یعنی فهم اگر به آستانه فقه برسد، عملزا است. [8]. تلاش برای اجرای دین دامنه بسیار گستردهای دارد و شامل هرگونه اقدامی كه به نوعی بستر و زمینه تحقق اهداف دین را فراهم كند میشود. هر جا كه انسان از اختیار و نفوذ خود در دیگران به گونهای استفاده كند كه راه دینداری هموارتر و انگیزه عمل تقویت شود، به تحقق دین كمك كرده است؛ مثلاً اقدام رهبر انقلاب در تشویق جوانان به انس با قرآن، با ایجاد رقابت و اهدای جوایز سنگین و ... كه موجب پیدایش جریان اقبالِ به قرآن و تشكیل جلسات قرآنی فراوان گردید و در نهایت به آشنایی نسل جوان با معارف قرآنی انجامید، یا تأمین تسهیلات و امتیازات ویژه برای ازدواج جوانان یا اجرای حدود و قصاص و تعزیرات كه در فقه اسلامی در نظر گرفته شده است، همگی به تحقق دین یا تحققِ بخشی از آموزههای دینی منتهی میشود. این فعالیتها از مقوله پیامرسانی و تبلیغ نیست، تصرف در ارادهها و ایجاد انگیزه است و در نهایت به مهندسی اجتماعی میانجامد. [9]. مراد از تبلیغ، معنای عامی است كه شامل مصادیق متنوعی میگردد. معرفت افزایی، خرافهزدایی، بدعتستیزی، دشمنشناسی، بصیرتزایی، ایجاد محبّت، ارشاد عملی، پاسخگویی، امر به معروف و نهی از منكر، و تربیت نیرو همه در این معنای عام مندرجاند. [10]. ولایت، رهبری، روحانیت، ص 139. [11]. ر. ك: هویت صنفی روحانی. [12]. جمعه 62: آیه 2. [13]. بقره 2: آیه 129. [14]. در اینجا ذكر این نكته لازم است كه ارتباط با منابع دینی و فهم و تبلیغ و پاسداری و اجرای آن، وظیفهای نیست كه اختصاص به طلبه داشته باشد. همه انسانهای مؤن درباره پیام خدا ا حساس مسئولیت دارند و برای بندگی خدای متعال در فهم آموزههای دینی میكوشند. تفاوت طلبه با دیگران در این است كه او این مسئولیت را به عنوان رسالت صنفی خود گرفته و كل خدمات صنفی خود را در آن متمركز كرده و زمان و توان خود را بیشتر به آن اختصاص داده است، در حالی كه سایر مردم بیشتر به كارها و خدمات دیگر مشغولاند و تنها در حاشیه، به امر دین میپردازند؛ نظیر اینكه یك پزشك، عمده نیرو و زمان خود را به فهم، تجزیه، تحلیل، انتقال و استفاده از آموزههای بهداشتی درمانی اختصاص میدهد، در حالی كه نیاز توده مردم به آموزههای بهداشتی و پزشكی كاملاً در حاشیه فعالیتهای روزمره تأمین میشود. یك مكانیك ممكن است آشپزی آموخته باشد و گاهی نیز به این كار بپردازد؛ اما این مقدار برای آشپز بودن كافی نیست، زیرا او عمده زمان و توان خود را به مكانیكی میگذراند، نه به آشپزی و همین مسئله، باعث میشود كه در مكانیكی تخصص و مهارت بالاتری نسبت به آشپزی به دست آورد و خدمات بیشتری ارایه كند. [15]. بحار الانوار، ج 47، ص 349. [16]. احزاب33: آیه 30-32.
|
بسم الله الرحمان الرحيم